عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

45

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ذكر ديار عراق آنچه محيط است به ديار عراق از جانب شرقى ، آنچه متصل به جنوب است ديار خوزستان است و وسط شرق جبال است ؛ و آنچه متصل به [ شمال است « 1 » ] « 2 » حدود آذربايجان است ، و جانب شمالى ، ديار بكر و بلاد جزيره است ؛ [ و جانب غربى آنچه متصل شمال « 3 » است ديار جزيره است ] « 4 » و آنچه متصل جنوب « 5 » است بريه است ( و جانب جنوبى آنچه متصل است به مغرب بريه است ) « 6 » و آنچه متصل جنوب « 7 » است خوزستان است . « 8 » زمين عراق طولانى افتاده است از شمال به جنوب ، و عرضش « 9 » از مشرق به مغرب . امّا به حسب طول و عرض كه اصحاب تنجيم در زيجات ثبت كرده‌اند ، بلادى كه بر جانب شمال غرب « 10 » است از بلاد عراق ، طول آن كمتر است و عرض بيشتر . و آنچه بر جانب شرق « 11 » جنوب است طول آن بيشتر است و عرض كمتر . و طول ديار عراق از حديثه گيرند تا عبادان ، و عرض از قادسيه تا حلوان . و بعضى گويند بلاد عراق آن است كه بر هر دو طرف دجله است و دجله را نسبت به عراق ، همچنان گيرند كه نيل را به مصر . گويند حدّ عراق از تكريت است تا به [ دريا ؛ و در « 12 » ] « 13 » عرب هرگاه عراقان « 14 » گويند ، مراد كوفه و بصره باشد و اكثر اهل عراق فارسى و عربى دانند و از آن تاريخ باز كه حكام ترك مستولى شده‌اند ، تركى نيز در آن بلاد شايع گشته است . چنانچه « 15 » سكان شهر و بازار و اهل معاملات پارسى گويند ، و صحرانشين مملكت عراق ، عربى زبانند ، و

--> ( 1 ) مل ندارد . ( 2 ) با : جنوب . ( 3 ) مل ، گ : به شمال . ( 4 ) اين عبارت را با ندارد . ( 5 ) گ ، مل : به جنوب . ( 6 ) اين عبارت را اساس ، با ندارند . ( 7 ) با : شمال . ( 8 ) مل ندارد . ( 9 ) گ ، مل ندارند . ( 10 ) مل : مغرب . ( 11 ) گ ، مل ، مشرق . ( 12 ) گ ، مل : بر . ( 13 ) با : ديار . ( 14 ) مل : عراقين . ( 15 ) مل : چنان كه .